ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

37

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

« إخْسَؤُا فيها وَلا تُكَلِّمُونِ » 23 : 108 ( مؤمنون ، 109 ) . « خفه شويد و با من سخن مگوئيد » . « اولئِكَ الَّذينَ اشْتَرَوُا الْحَياةَ الدُّنْيا بِالآخِرَةِ فَلا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ » 2 : 86 ( بقره ، 86 ) . « اينانند كه زندگى دنيا را به بهاى آخرت خريدند ، عذابشان سبك نشود و ياريشان نكنند » . و آيات وارده در نكوهش دنيا و دوستى آن بسيار است ، و بيشتر قرآن مشتمل بر اين معنى و بازداشتن مردم از آن و دعوت به آخرت است ، بلكه مقصود از بعثت پيامبران همين است ، و چون آيات قرآن در اين باره ظاهر و بسيار روشن است نيازى به گواه گرفتن آنها نيست . بنابراين به برخى از رواياتى كه در ذمّ دنيا و دوستى آن و سرعت زوال آن رسيده اشاره مىكنيم . رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود : « لو كانت الدّنيا تعدل عند اللَّه جناح بعوضة ما سقى كافرا منها شربة ماء » . « اگر دنيا نزد خدا به قدر بال پشه اى ارزش داشت كافر را از آن شربت آبى نمىنوشانيد » . و فرمود : « الدّنيا سجن المؤمن و جنّة الكافر » « دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است » . و فرمود : « من أصبح و الدّنيا أكْبَرُ همّه فليس من اللَّه في شيء ، و ألزم اللَّه قلبه أربع خصال : همّا لا ينقطع عنه أبدا ، و شغلا لا يتفرّغ منه أبدا ، و فقرا لا ينال غناه أبدا ، و أملا لا يبلغ منتهاه أبدا » . « هر كه روز را آغاز كند در حالى كه توجّه و فكر او به غير خدا باشد با خدا كارى ندارد [ 1 ] ، و خدا دل او را به چهار خصلت گرفتار مىسازد : غم و اندوهى كه هرگز از او جدا نشود ، و شغلى كه هرگز از آن آسوده نگردد ، و فقر و نيازى كه هيچگاه به غنا و بىنيازى نرسد ، و آرزويى كه هرگز به پايان نرسد » .

--> دنيا را به آب شور تشبيه كرده‌اند كه هر چه آدمى بيشتر بياشامد تشنه تر مىشود مگر آنكه همواره مهار نفس را بكشد كه افزون طلبى نكند و به حد مشروع و متوسط قانع باشد تا ايمن و سالم بماند - از اين رو از دنيا و مال دنيا مذمت شده تا هشدارى باشد به انسان براى مراقبت از خود . م [ 1 ] يعنى رابطهء او با خدا گسيخته است ، يا از رحمت و رضا يا از ولايت خدا در او هيچ نيست .